محمد بن محمود دهدار شيرازى

66

رسائل دهدار ( فارسى )

صفات به حسب استعداد سالك منتهى مىشود از عالم نفس خود و سرمنزل خود آگاه مىشود و او را معرفت نفس بعد ازين حاصل مىشود . و بسيار باشند كه نفس ايشان نه از اين عالم باشد . هر كس نهايتش سرمنزل خود است كه از آنجا او را در خواب به اين عالم آورده‌اند و معرفت نفس ، او را آنجا حاصل مىشود و از معرفت نفس خود راه به معرفت رب خود مىبرد و از آنجا به معرفت رب الارباب مىرسد . به اين‌طور كه مىداند كه معرفت رب الارباب از نشئهء انسانى - كه اعلم جميع نشئهء است - محال است پس از ديگر نشئات به طريق اولى . پس چون بعد از اين همه سير در مقام عجز از معرفت ، متحقق شود ، او را عارف مىگويند . و از اين راه كه رفته باز مىآيد به اين منزل و از سر آگاهى متمتع است به قدر حاجت و ديگران را نيز راه مىنمايد . و ببايد دانست كه نفوس عالم لاهوتى و عالم جبروتى را مجرد عقل كافى نيست بلكه روى از عقل مىتابند و اين طريق اهل رياضت است اما نفوس عالم ملكوتى مىتواند بود كه به مجرد عقل طريق ذكر و فكر و تعليم پيش گيرند و به منزل رسند و نفوس عالم ملكى راه به اين وادى ندارند . اين بود معنى تولد ثانى به طريق اجمال ، و اين راه را به غير از خدمت استاد كامل البته نمىتوان رفت و اشتغال به آنچه آن بزرگوار فرمايد و عمل اين طريق بعد از متابعت شريعت يكى از سه چيز است : ذكر و مراقبه و رابطه . و حكيم العرفا سنائى مىفرمايد كه : نيست از بهر آسمان ازل * نردبان پايه ، به ز علم « 1 » و عمل مراد از علم ، اين سير « 2 » است و عمل ، يكى ازين سه چيز . و آسمان ازل هر شخصى نهايت ترقى اوست و رسيدن به حد معرفت به نفس خود كه مشتمل است بر معرفت جميع مراتب موجودات و اين نسبت « 3 » جميع افراد انسانى را حاصل است كه وجود جميع اين مراتب موقوف ، « 4 » عليه وجود اوست . زيرا كه چون نظر به

--> ( 1 ) . مج : پايه ز علم . ( 2 ) . مج : مراد اين علم از سير است . ( 3 ) . مج : و اين سبب . ( 4 ) . مج : اليه .